استفاده از اراده آزاد برای رد اراده آزاد!

آنتونی کشمور، زیست‌شناس دانشگاه پنسیلوانیا، مقاله‌ای نوشت و ادعا کرد که چیزی به عنوان “اراده آزاد انسان” وجود ندارد. او نوشت: “باور من این است که با توجه بیشتر به مکانیسم‌های حاکم بر رفتار انسان هر چه می‌گذرد بیشتر متوجه می‌شویم که مفهوم اراده آزاد یک توهم است” (۲۰۱۰). طبق گزارش کشمور، شما این مقاله را می‌خوانید زیرا ژن‌ها و محیط اطراف شما را مجبور کرده است که جلوی کامپیوترتان بنشینید. شما مسئول تصمیم خود برای خواندن این مقاله نیستید و بر اساس تاریخچه تکاملی ادعایی خود و محیط اطراف خود، قادر نیستید کاری متفاوت از آنچه اکنون مشغول آن هستید، انجام دهید. شما به معنای واقعی کلمه برده ژن‌ها و محیط خود هستید. همانطور که کشمور نوشت: «فردی را نمی‌توان نه در قبال ژن‌ها و نه در مورد محیطش مسئول دانست. از این تحلیل ساده، مطمئناً نتیجه می‌شود که افراد منطقاً نمی‌توانند مسئول رفتارشان باشند» (۲۰۱۰).

پاسخ به چنین ادعای عجیبی مطمئناً موجه است. ابتدا، باید توجه داشت که مفهوم تکامل انسان آشکارا نادرست است (Harrub and Thompson, 2003). هر گونه تلاش برای کنار گذاشتن اراده آزاد بر اساس سناریوهای تکاملی محکوم به شکست است. ثانیاً باید تاکید کرد که در جامعه علمی بزرگتر، بسیاری افراد طرفدار تکاملی، اعتراف می‌کنند که آگاهی انسان از توضیحات طبیعت‌گرایانه سرپیچی می‌کند (Harrub and Thompson, 2003, pp. 247-428). ثالثاً، انسان‌ها بر خلاف آنچه در قلمرو حیوانات دیده می‌شود دارای ویژگی‌های ذاتی هستند. این حقیقت گواه بر این واقعیت است که انسان‌ها در تصویر خالق الهی خود نقش بسته‌اند (Lyons and Thompson, 2002a و Lyons and Thompson 2002b). اینها تنها تعدادی از مفاهیمی هستند که با تز کشمور مخالفت می‌کنند.

مخرب‌ترین مدرک علیه گزاره کشمور، روش‌مندی او در متقاعد کردن خوانندگانش برای پذیرش حقانیت ادعای او است. مقاله پنج و نیم صفحه‌ای او استدلال می‌کند که جامعه ما باید این مفهوم قدیمی را که انسان‌ها مسئول رفتار خود هستند نادیده بگیرد. اما اگر حق کشمور باشد، به هیچ‌وجه نمی‌توانیم مفهوم را نادیده بگیریم، به دلیل این واقعیت ساده که ما آن را از ابتدا انتخاب نکردیم که اکنون بخواهیم آن را نادیده بگیریم! اگر انسان‌ها مسئول باورها یا رفتارهای خود نیستند، پس مفهوم عمومی اراده آزاد که کشمور در تلاش است آن را نابود کند، چیزی بیش از محصول فرعی تکاملی و محیطی نیست. طبق خط فکری کشمور، اگر در حال حاضر به اراده آزاد اعتقاد داشته باشیم و بر اساس آن باور عمل کنیم، در قبال آن مسئولیتی نداریم. اگر حق با اوست، چرا سعی می‌کند جامعه علمی را به تغییر عقیده در باب اراده آزاد ترغیب کند، در صورتی که جامعه قدرتی برای تغییر عقیده خود ندارد؟ اگر مخاطب شما آزادی انتخاب برای پذیرش یا رد استدلال شما را ندارد، چرا باید زمان و تلاش خود را صرف بحث بر خلاف اراده آزاد کنید؟ نقص مهلک استدلال «عدم اراده آزاد» این است که از شخص می‌خواهد که از اراده آزاد برای انجام این کار استفاده کند و به طور ضمنی فرض می‌کند که افرادی که استدلال را ارزیابی می‌کنند، قدرت پذیرش یا رد آن را دارند.

اگر حق با کشمور باشد، ژن ها و محیط او، او را مجبور به نوشتن مقاله کرده است. همه کسانی که آن را خواندند به یک اندازه مجبور به انجام این کار بودند و نتیجه‌گیری آنها در مورد نوشته او پاسخ‌هایی از پیش برنامه‌ریزی شده است که غیر از این نمی‌تواند باشد. بنابراین، اگر کسی با تز کشمور مخالف باشد، با استفاده از خط فکری خود کشمور، نمی‌توان قضاوت کرد که آیا حق با آن شخص هست یا خیر. نهایتاً می‌توان گفت که ژن‌ها و محیط آن فرد، او را به نتیجه‌ای متفاوت با کشمور رسانده است. با این حال، این واقعیت که کشمور در حال نوشتن یک قطعه ادبی «متقاعدکننده» است، به این واقعیت که تز او نمی‌تواند درست باشد خدشه‌ای وارد نمی‌کند.

طعنه‌آمیز است که کشمور در قدردانی‌های پایانی خود از همکارانش و کسانی که نسخه خطی او را بررسی کردند تشکر می‌کند. اما اگر حق با او باشد، آنها مسئول رفتارشان نبودند و چاره‌ای جز کمک به او نداشتند. چرا از ارگانیسم‌های بیولوژیکی که بدون هیچ انتخابی در محیط اطراف خود می‌گردند، تشکر کنیم؟ مانند این است که یک معمار از آجرهایی که ساخت خانه را ممکن کرده‌اند تشکر کند یا یک خلبان از هوا برای بالا بردن هواپیمای خود تشکر کند. در حقیقت، کشمور آزادانه تصمیم گرفت که مقاله خود را بنویسد، همانطور که من آزادانه تصمیم گرفتم به آن پاسخ دهم. شما آزادانه انتخاب کردید که این پاسخ را بخوانید و می‌توانید آزادانه انتخاب کنید که چگونه به آن پاسخ دهید. در آخر بر اساس اراده آزاد است که خالق ما، ما را به عنوان عاملان اخلاقی آزاد ترغیب می‌کند تا خدمت به او و یک زندگی اخلاقی را انتخاب کنیم (یوشع ۲۴: ۱۵).

کایل بوت



منابع:

Cashmore, Anthony (2010), “The Lucretian Swerve: The Biological Basis of Human Behavior and the Criminal Justice System,” PNAS, [On-line], URL: http://www.pnas.org/content/early/2010/02/04/0915161107.full.pdf+html.

Harrub, Brad and Bert Thompson (2003), The Truth about Human Origins (Montgomery, AL: Apologetics Press).

Lyons, Eric and Bert Thompson (2002a), “In the ‘Image and Likeness of God,’” Part 1, Reason and Revelation, [On-line], URL: https://apologeticspress.org/articles/123.

Lyons, Eric and Bert Thompson (2002b), “In the ‘Image and Likeness of God,’” Part 2, Reason and Revelation, [On-line], URL: https://apologeticspress.org/articles/125.


close

با ثبت نام در خبرنامه از جدیدترین اخبار انجمن عصا زودتر از دیگران با خبر شوید